سال 1314 ه.ق سالی بود که بر اساس مشیت الهی مولودی از کتم خفا و علم ازلی حضرتش جل و علا از پدری که به خاطر طیب نفس به "ملا علی مقدس" شهره بود و از مادری عفیفه و پاکدامن پس از طی مراحل ثلاث پا به عرصه وجود گذاشت. نام این مولود را به عشق جوان اشبه الناس به پیامبر "علی اکبر" نهادند. خاستگاه تربیتی و معنوی این مولود پاک فطرت در خانه محقری بود که پدر مراقبت خاصی در کسب روزی حلال داشت و با انس مداوم با قرآن نورانیت ویژه ای به محیط آن داده بود؛ شد.
مولود مذکور استعدادهای بالقوهی خویش را مرحله به مرحله به فعلیت رسانده و با پشت سر گذاشتن موانع وصول به کمال، در سال 1414 ه.ق از تمامی اندوخته ها و دریافت های معنوی خود اعم از معارف الهی، اسرارعالم خلقت، کشف و کرامات و در یک کلمه "حقیقت توحید" آنچه را که ماذون به ابلاغ آن به عقول مستعده بود؛ بیان نموده و سرّ وحدت و اسرار حق را در نهایت کتمان از خلق، با خود به دیار باقی برد.
شخصیت مورد نظر ما که می خواهیم گوشه هایی از زندگی بی نام و نشان و سراسر کتمان سرّ ایشان را مورد بررسی قرار دهیم؛ عالمی است عامل و عارفی است واصل که معمار هستی و پروردگار قادر متعال، با فرشتگانی که مظهر تدبیر الهی هستند -المدبرات أمراً- امور ایشان را به نحو احسن تدبیر نمود و رشد و کمال جسمی و روحی او با چشیدن طعم یتیمی و محرومیت از وجود پدر در هفت سالگی وارد مرحلهی جدیدی شد.
اکنون زمان آن فرا رسیده که پس از اندک مدتی گام هایش را در مسیر فراگیری علوم دینی محکم و استوار بردارد. به همین منظور برای تحصیل دروس مقدماتی حوزه مانند ادبیات عرب، فقه و ... از محضر حجة الاسلام حاج میرزا باقر مجتهد مرندی (ره) استفاده کرده و جهت تکمیل دروس حوزوی عازم شهر تبریز شدند و با پشتکار تمام از محضر آیت الله سید ابوالحسن انگجی (ره) بهره های فراوانی بردند.
در حین تحصیل در تبریز اتفاق عجیبی مسیر زندگی و احوالات درونی ایشان را در جهت میل باطنی شان، که رسیدن به کمالات معنوی بود، تغییر داد و راه وصول به مطلوب را هموار کرد. آری با امدادی غیبی برات زیارت عتبات عالیات در اوج فقر و نداری به نام ایشان رقم خورد و هجرت آغاز شد.