
از دیرباز تا کنون نقش و جایگاه مردم در حکومت، از جمله مسائل پربسامد بین اندیشمندان بوده است. مسئلهای که پاسخ به آن، در هر مکتب فکری و فلسفی رهیافتی مخصوص خود را دارد. آنچه از بررسی ادبیات سیاسی و حکمرانی غرب بر میآید، بهترین پاسخ به این پرسش دمکراسی است که زیربنای آن انسانمحوری و عقل خود بنیاد است. «دیوید هلد» در کتاب «مدلهای دمکراسی» یازده مدل دمکراسی غربی را مطرح میکند که بارزترین آنها «دمکراسی مشارکتی» است. (هلد، ۱۳۸۴: ۳۱-۳۳). الگوها و انواع مختلف دمکراسی بیانگر آن است که روشهای دمکراتیک حتی در جوامع غربی یکسان نبوده و تجلیّات مختلف و متنوعی پیدا میکند که پرداختن به آنها از حوصله این متن خارج است. در مقابل نظریهای که برای پاسخ به این پرسش از سوی مقام معظم رهبری ارائه شده «مردمسالاری دینی » است که زیربنای آن توحید و برآمده از آموزههای اسلامی میباشد. در حقیقت این نظریه کارآمدترین سازوکار اداره مادی و معنوی جامعه بر پایه ایدئولوژی اسلامی است. (ساداتی نژاد، ۱۳۹۵: ۵)
نکته اول دربارهٔ مردمسالاریِ دینی این است که از لحاظ نحوی یک ترکیب صفت و موصوفی نبوده، بلکه بهصورت مضاف و مضافٌالیه میباشد؛ یعنی اینگونه نیست که مردمسالاری صفات مختلفی داشته باشد که یکی از آنها دینی بودن است، بلکه بالعکس؛ مردمسالاری برآمده از دین بوده و ماهیت آن اسلامی است. از آنجایی که مضاف و مضافٌالیه کالکلمة الواحدة هستند، بنابراین گویای یک حقیقت و یک جوهر میباشند. از این رو «مردمسالاری» همان آموزهی «دین» است. فلذاست که مقام معظم رهبری میفرمایند: «در مردمسالاری اسلامی، روح، لُب و مادهٔ اصلی عبارت است از اسلام؛ از این هیچ تخطیای نباید بشود.» (امام خامنهای، 18/12/1390) و «مردمسالاری در نظام اسلامی، مردمسالاری دینی است؛ یعنی به نظر اسلام متکی است؛ فقط یک قرارداد عرفی نیست.» (همان، 14/03/1381)
نکتهٔ دوم، ارکان و شاخصههای مردمسالاری دینی است. از منظر مقام معظم رهبری نظام مردمسالاری دینی بر سه پایه شکل گرفته است: ۱- وجود ویژگیها و صلاحیتهای دینی مانند فقاهت، عدالت و درایت در حاکم اسلامی. ۲- به قدرت رسیدن کارگزاران نظام اسلامی مبتنی بر انتخابات و رضایت مردم. ۳- کارآمدی و توانایی اداره کشور توسط کارگزاران، بعد از انتخاب و کسب قدرت. (سعیدی، ۱۳۹۲: ۱۱۴)
در نظریه مردمسالاری دینی، مؤلفههای اساسی نظیر ولایت فقیه، مشروعیت، هویت، قدرت و توزیع آن، عدالت، آزادی و استقلال به وضوح نمایان است. نکته حائز اهمیت در نظریه مردمسالاری دینی این است که این سیستم، برخلاف نظامهای غربی به هیچ وجه به دنبال یک جامعه راکد و به اصطلاح رام شده از طریق کنترل آن نیست؛ بلکه به دنبال شکل دادن جامعهای پویاست که با برقراری یک تعامل همافزا و پیوسته بین مردم و نظام اسلامی و از طریق مشارکت دادن آگاهانه مردم بر اساس چهارچوبهای دین صورت میپذیرد. بنابراین در چنین فضایی هدایت و سعادت جامعه اتفاق میافتد. مقام معظم رهبری در این باره چنین میفرمایند:
«تبلیغات به معنای غربی -پروپاگاندای غربی- را خیلی خوب بلدند؛ پول درمیآورند، به قدرت میرسند. با چه [کاری]؟ با کنترل افکار عمومی مردم. [امّا] تبلیغ اسلامی مسئلهاش این نیست؛ تبلیغ اسلامی عبارت است از تفاهم با مردم؛ بحثِ کنترل نیست، بحثِ تفاهم است؛ ذهنها را به سمت یک هدف عالی و والایی متوجّه کردن و ذهنها را به هم نزدیک کردن... اثر تفاهم این است که مردم در جهت کارهای اساسی و خیر، خودشان مسئولانه وارد میشوند. در تبلیغ اسلامی، بحث قدرتیابی نیست، بحث دست یافتن به پول نیست [بلکه] بحث آوردن مردم در مقام مسئولیّت است.» (امام خامنهای، 06/10/1396)
ممکن است این سؤال پیش آید که خاستگاه مشارکت و تعاملات اجتماعی (که یکی از سنخهای آن انتخابات است) بر اساس آموزههای اسلامی چیست؟ در پاسخ باید گفت علامه طباطبایی در تفسیر آیه 200 سوره آل عمران انسان را «مستخدم بالطبع» معرفی میکند که هر چیزی را برای بهرهوری خودش استخدام میکند. (طباطبایی، 1374: 144- 150) بنابراین بخشی از رشد و پیشرفت مادی و معنوی انسان منوط به مشارکت در امور اجتماعی است. خداوند متعال نیز در آیات مختلفی اصل مشارکت در امور را برای مسلمانان بیان داشته است.
از منظر مقام معظم رهبری نیز همکاری و مشارکت بین انسانها ریشه فطری داشته (امام خامنهای، 09/06/91) همین نیز باعث شده تا مردم علاقهمند به نقشآفرینی در مسیر رسیدن به آرمانها باشند. (همان، ۲۸/۱۱/۱۴۰۰) مهمترین آرمانی که نظام اسلامی با نرمافزار مردمسالاری دینی دنبال میکند، رسیدن به تمدن نوین اسلامی است که از طریق طی مراحل میانیِ دولت اسلامی و جامعه اسلامی تحقق خواهد یافت. (همان، 12/09/1379) بنابراین مشارکت آگاهانه مردم در امور، خصوصاً آنجایی که نیاز به انتخاب صالحان برای اداره جامعه اسلامی است، از طریق انتخاب افراد اصلح سبب طی شدن مراحل فوق گردیده و نظام اسلامی را به الگویی برای سایر جوامع تبدیل خواهد کرد.
مشارکت مردم در امور، به عنوان یک وظیفه (همان، ۲۶/۰۵/۱۴۰۲) قلمداد میشود. نکته مهم دیگر این است که در حکمرانی مشارکتی مبتنی بر اندیشه مقام معظم رهبری مردم به عنوان یک اصل اساسی و سهیم، شریک، همکار و مباشر در کارهای مختلف نظام اسلامی میباشند. (همان، ۰۸/۰۶/۱۳۷۵) چرا که بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است. (همان، ۲۴/۰۹/۱۳۸۷) از این روست که حضور، مشارکت و ارتباط عقلانی و عاطفی مردم با تحولات کشور سبب جریان یافتن مردم سالاری دینی میگردد. (همان، ۰۱/۰۱/۱۳۸۸) به عبارت دیگر ساختارها، فرایندها، قوانین، نظارتها و... تحت تأثیر مشارکت مردم خواهند بود. از این رو مشارکت مردم در تمامی امور متصور در بستر نظامِ مردمسالاری دینی، امری لازم و ضروری است و آنگونه که مقام معظم رهبری فرمودهاند جریان یافتن مردمسالاری دینی تنها از رهگذر انتخابات و صندوق رأی نبوده بلکه فقط یکی از جلوههای مردمسالاری دینی، انتخابات است. (همان، ۰۳/۰۹/۱۳۹۵) ایشان در تشریح گستردگی عرصههای حضور مردم میفرمایند:
«حضور مردم چه جوری است؟ این، همان نکتهی اصلی است. اینجاست که مسئولین باید زمینهها را، مدلها را، فرمولهای عملی و قابل فهم عموم را، فرمولهای اعتمادبخش را برای مشارکت مردم فراهم کنند. در هر بخشی میشود این کارها را کرد. هم قوهی مجریه، هم قوهی قضائیه، هم قوهی مقننه به شیوهی خاص خود میتوانند این را تأمین کنند.» (همان، 20/07/1390)
بر این اساس ایشان به لزوم جلب مشارکت مردم در بخشهای گوناگون (همان، ۰۸/۰۶/۱۴۰۱) تأکید دارند، چرا که سبب پیشرفت (همان، ۱۴۰۲/۰۱/۰۱)، تضمینکنندهی آینده کشور (همان،۱۴/۱۱/۱۳۹۰و ۲۹/۱۲/۹۲) و باعث رفع مشکلات میگردد. (همان، ۱۵/۰۱/۱۴۰۲)
مشارکت آثار و نتایج مهمی دارد. مقام معظم رهبری مشارکت را سبب همبستگی ملی (همان، 01/01/1384)، وسیلهای برای آزمایش مردم (همان، 24/11/1383)، نشانه ثبات قدم و استقامت بر آرمانهای انقلاب (همان، 18/10/1398)، تعیینکننده در سرنوشت کشور (همان، 29/03/1388)، نشانهٔ حقانیت انقلاب (همان، 14/03/1378)، بلوغ سیاسی (همان، 1392/05/12)، سبب ناامیدی دشمنان و خنثیسازی تهدیدات آنها (01/01/1384) میدانند.
علاوه بر این مشارکت، بیگانگی اجتماعی را تقلیل میدهد و از ایجاد اثرات منفی روانی در مردم مانند بیاعتمادی، بیتفاوتی، تکروی و عدم وجود تعاون و تحرک و توجه به منافع شخصی، جلوگیری میکند، در مقابل، همبستگی ملی را تقویت میکند. (فولادیان، 1387: 40)مشارکت، داوطلبانهگرایی را افزایش میدهد و به ارتباط نزدیک و صمیمانه بین مردم و نیروهای دولتی میانجامد. (آزاد ارامکی، 1376: 51)
منابع
1. قرآن کریم.
2. آزاد ارامکی، تقی، (1376)، «مشارکت و توسعه اقتصادی ـ اجتماعی»، تهران، مجله فرهنگ و توسعه، سال دوم، شماره 10.
3. فولادیان، مجید و احمد رمضانی فرخند، (1387)، نظریهها و پارادایمهای مشارکت در جامعهشناسی، مشهد، نشر سخنگستر.
4. سعیدی، مهدی، (1392)، مردم سالاری دینی از منظر حضرت آیتالله خامنهای، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران.
5. طباطبایی، محمد حسین، (1374)، ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم. جلد 4.
6. ساداتینژاد، سیدمهدی و شیرازی، علی، (1395)، بررسی مقایسهای مبانی معرف شناختی در نظریه مردم سالاری دینی و نظریه دموکراسی مشارکتی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (ره) و یورگن هابرماس، تهران، فصلنامه جستارهای سیاسی معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هفتم، شماره 3.
7. هلد، دیوید، (1384)، مدلهای دموکراسی، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر روشنگران و مطالعات زنان.
8. سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری به نشانی https://farsi.khamenei.ir/.