عوامل مختلفی وجود دارد که میتواند از لحاظ روانشناختی بر روی شرکت و عدم شرکتکردن مردم در انتخابات تأثیرگذار باشد که متولیان امر و نخبگان جامعه باید با بررسی و درنظرگرفتن آنها در صدد تقویت و یا بهبود و رفع آنها بر آیند تا بتوانند مشارکت حداکثری را رقم بزنند که به چند نمونه از آن اشاره میشود.
مشارکت مردم وابسته به تجربهای است که در انتخابات قبلی داشتهاند و احساسی که نسبت به آن دارند؛ یعنی اگر شرکتکردن خود در انتخابات را مؤثر در زندگی روزمره خود و بهبود هرچه بهتر آن، بهخاطر عملکرد خوب نمایندگان انتخابی خود بدانند، شوق و اشتیاق بیشتری برای مشارکت و انتخاب نماینده اصلح خواهند داشت. ولی اگر این احساس را داشته باشند که شرکت در انتخابات و حتی انتخاب فرد اصلح نتوانسته است آن چیزی را که آنها میخواستند رقم بزند بالتبع دچار دلسردی شده و از انگیزه آنها برای مشارکت کاسته میشود.
عوامل دیگری نیز از جمله شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز میتواند بر روی شرکت و عدم شرکت مردم در انتخابات تأثیرگذار باشد؛ یعنی چنانچه جامعه از لحاظ این شرایط در حالت ایدهآلی باشد و مردم مشکل چندانی با مدیریت و سازماندهی این شرایط نداشته باشند، علاقهمند به مشارکت خواهند بود و در غیر این صورت از علاقه آنها کاسته خواهد شد.
البته نکته مهمی را که باید در نظر گرفت و بهشدت برای کنترل آن مدیریت و برنامهریزی داشت این است که باید نقش دشمن را نیز در سیاهنمایی شرایط جامعه و عدم وجود ظرفیت در مسئولین برای ایجاد تحول و ناکارآمدی اکثر مسئولین در پرداختن به مشکلات جامعه، تضعیفکردن آرمانهای مردم و جامعه و ایجاد ناامیدی در خواص و عوام جامعه در نظر گرفت که در صورت عدم برنامهریزی و عدم مقابله با آنها آثار سوء روانشناختی در خواص و قشر نخبگان و عوام مردم خواهد داشت.
عارف حاجی محمدی