رسانه‌ها و پاسخگویی به شبهات دینی جوانان- ( قسمت دوم) 4-2-1-2- مقوله دوم: جایگاه رسانه پاسخگو به شبهات 1. بستری برای آزاداندیشی قرار نیست آنچه در رسانه برای پاسخگویی به شبهات گفته می‌شود مفاهیم خاص، پیچیده و چالش‌برانگیز باشد. رسانه برای مخاطب جوان باید به عنوان عنصری برای دعوت به روشنفکری و تفکر آزادانه باشد چیزی که در دنیای کنونی و به خصوص در انواع رسانه‌های امروزی به دلیل رنگ و لعاب‌ها و تبلیغات مدرن وجود ندارد. 2. آرامش و استقلال‌بخشی به مخاطب رسانه قرار نیست پاسخگوی تمام شبهات باشد ولی می‌تواند زمینه برطرف‌شدن عمده آن‌ها را فراهم کند. این رسانه حتی اگر نتواند به صورت موضوعی و محتوایی نسبت به شبهات فعالیتی انجام دهد، اما می تواند به وسیله ارائه آرامش و استقلال بیشتر برای مخاطبان خود بر روی اقبال مردم نسبت به این رسانه اثرگذار باشد و آن گاه به عنوان مرجع رسانه‌ای مخاطب خود او را از حقایق آگاه سازد. این رسانه اگر برای مخاطبان خود سؤالات و شبهات اساسی دین را جواب بدهد و مبانی دینی‌ آنان را محکم بچیند، شبهات مختلف طرح‌شده برای فرد موضوع جستجو و تحقیق آزادانه و با آرامش خواهد بود و نه موضوع تشویش، تردید و سقوط؛ چرا که مخاطب با فهمی که از مبانی دینی به دست آورده اطمینان قلبی دارد که دین اسلام، دین جامع و کاملی است که برای هر بعد زندگی او جواب و راه حلی قابل اعتنا دارد. در مورد شبهات مختلف پیش آمده هم او مطمئن است که دین جواب متقن و مستدلی دارد و او فقط از این جواب بی‌خبر است. مخاطب در این حالت عمیقاً معتقد است که فقط باید بگردد و پاسخ خود را پیدا بکند نه این که در اساس دین شک کند و تردید به خود راه دهد. محور دوم: مقدمات پاسخگویی به شبهات دینی جوانان 4-2-2-1- مقوله اول: مخاطب‌شناسی 1. شناخت پس‌زمینه ذهنی فعلی مخاطبان در حوزه شبهات مخاطب ما دائماً در معرض شبهات مختلف قرار می‌گیرد و در همان بستر معنایی پیام‌های ما را درک و تفسیر می‌کند. پاسخ‌های ارائه‌شده از سوی ما باید با لحاظ‌کردن چنین فضای ذهنی تنظیم گردد تا در نهایت نتیجه پردازش ذهن مخاطب، مطلوب ما باشد. 2. مخاطب‌شناسی مداوم شبهات دارای جریان سیالی هستند که همواره در تولید و تغییر هستند و ذهن مخاطب را با خود همراه می‌سازند. از این رو دائما باید شناختی از جامعه و به خصوص سطح فکری و دغدغه‌های جاری مخاطبان خاص برنامه‌های مختلف؛ حتی در صورت امکان به تفکیک‌های مختلف ممکن از لحاظ سنی، جنسی، سطح تحصیلی و... اتفاق بیفتد تا محتوای برنامه‌ها دقیقاً منطبق با آن ساخته و پرداخته گردد. در هر صورت باید به دست آورد که موقعیت و موضع حال حاضر مخاطب نسبت به موضوعات مختلف چیست؟ 3. مخاطب‌شناسی کیفی و جزئی در بحث مخاطب‌شناسی نباید به روندهای مرسوم این کار اکتفا کرد. باید تا جای امکان تلاش بر این باشد که شناخت کیفی و دقیقی از وضعیت شناختی و اجتماعی مخاطبان به دست آورد. مواردی از قبیل لحن بیان شبهات توسط مخاطبان، انگیزه‌های آنان از بیان شبهات، تأثیرات ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جامعه بر نگرش مخاطبان و... از جمله مواردی هستند که در فرایند پاسخگویی بسیار یاری‌گر خواهند بود. 4-2-2-2- مقوله دوم: شبهه‌شناسی 1. تسلط بر پایگاه‌های اصلی شبهه‌سازی باید پایگاه‌های شبهه‌سازی که بر روی ذهن مخاطبین تلاش و کار می‌کند تا تخریب کند به خوبی شناخته شود تا هم استراتژی‌های آنان در بلندمدت برای ما روشن گردد و بتوانیم به صورت منطقی‌تر و با تعیین اولویت‌ها به شبهات پاسخ دهیم و هم بتوانیم با پیش‌بینی نقشه دشمن از اقدامات او جلوگیری کنیم و هم این که فعالیت‌مان درست منطبق بر سؤالات و شبهات موجود در ذهن جوانان باشد و بنا بر ادراک ناقص خودمان از مسئله وارد میدان پاسخگویی نشویم. 2. طرح شبهات بر مبنای شبهه‌شناسی باید رصد کرد که شبهات حال حاضر جامعه در چه وضعیتی قرار دارد و بر اساس میزان فراوانی، اثرگذاربودن، خطرناک‌بودن آن‌ها، اولویت‌بندی‌های موضوعی و پیش‌بینی نقشه حرکت دشمن و... تصمیم به طرح شبهات و پاسخگویی به آن را بگیریم. قطعاً طرح شبهات نیاز به مراقبت‌هایی عمیق نسبت به موضوع و پیامدهای شبهه دارد تا به صورت هوشمندانه و مفید صورت بگیرد. قطعاً پرداخت‌های ساده و خطی به شبهات موجود در فضای فکری جوانان اثربخشی لازم را نخواهد داشت. 4-2-2-4- مقوله سوم: منابع انسانی 1. دانش تخصصی در کنار مهارت ارائه مطلب برای پاسخگویی به شبهات در رسانه صرفاً فهم تخصصی در حوزه شبهات کارگشا نیست و باید فن کار رسانه‌ای را بلد بود. تکنیک ارائه و دانش تخصصی در هم آمیخته است. به عبارت ساده‌تر لفاظی و دانشمندبودن را با هم نیاز داریم. البته این چنین افراد باید آموزش ببینند و تربیت شوند. چنین برنامه‌سازی می‌فهمد که شبهه را چگونه مطرح کند و جواب دهد. 2. مجهزبودن به علوم مختلف برنامه‌ریزی و پاسخگویی به شبهات در رسانه و به ویژه برای مخاطب جوان، یک میان‌رشته‌ای است که در آن روانشناسی، جامعه‌شناسی، معارف دینی، علوم رسانه و ارتباطات و فنون سخنوری؛ همه در کنار هم باید لحاظ شوند. حداقل شرایط دانشی مورد نیاز برای چنین فعالیتی این است که برنامه‌سازان چنین برنامه‌هایی باید اولاً آشنایی کامل با معارف و اعتقادات دینی داشته باشند و از طرف دیگر شناخت کافی از رسانه و تسلط خوبی بر اصول حرفه‌ای کار در رسانه داشته باشند. این دو دانش و مهارت باید در کنار همدیگر جمع شوند. بدون وجود هر یک از این انواع بخش‌های دانشی، سطح اثرگذاری برنامه تنزل پیدا خواهد کرد. 3. توانمندی تصمیم‌گیری اقتضایی اجزاء مختلف پاسخگویی به شبهات در شرایط مختلف، متفاوت خواهد بود. تصمیم‌گیری‌های آنی و جزئی زیادی در اثربخشی پاسخگویی به شبهات دینی جوانان تعیین‌کننده هستند. برحسب موقعیت‌های مختلف برنامه‌سازان باید از روش‌های گوناگونی بهره ببرند و تنها یک روش متعین برای تمام شرایط و موضوعات قابل استفاده نخواهد بود. تعیین انواع پاسخگویی به شبهه برحسب شرایط مختلف به فهم رسانه‌ای برنامه‌ساز و درک تخصصی او از موضوع شبهات مختلف مطرح‌شده، بر می‌گردد. 4. هوشمندی و جسارت وافر با توجه به شرایط دقیق و جزئیات ظریفی که در به پاره‌ای از آن‌ها اشاره شد و پاره‌ای دیگر در ادامه خواهد آمد، عوامل چنین برنامه‌ای برای مخاطب فعال و هوشیار جوان، باید از هوشمندی و جسارت کافی برای طرح مطالب و پاسخگویی به آن برخوردار باشد تا در مسیر تنگ و پر فراز و نشیب پاسخگویی به شبهات دینی جوانان گام‌های صحیحی بردارند. محور سوم: الزامات پاسخگویی به شبهات 4-2-3-1- مقوله اول: الزامات راهبردی الزامات راهبردی، راهبردهای کلان‌نگر هدایتگری هستند که برای بازه‌های میان‌مدت یا بلندمدت تنظیم می‌گردند. این الزامات توسط پاسخگو بر اساس شرایط و مقتضیات می‌تواند در سطوح مختلف از شدت و ضعف و یا تقدم و تأخر و حتی در دوره‌های زمانی مختلف به صورت متفاوت لحاظ گردند. 1. استفاده از ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی اقبال امروز مردم به شبکه های اجتماعی به علت امکان برقراری ارتباط دوطرفه و به عبارت دیگر عرض اندام مخاطب است. به ویژه جوانان ما نیاز دارند که حرف بزنند و درگیر مسائل شوند. پس باید رسانه تا حد مقدور این امکان را به مخاطب خود بدهد و از این ظرفیت به صورت مکمل برنامه‌های خود بهره ببرد. هر چه از این ارتباط یکسویه دورتر شویم ارتباطی عمیق‌تر و اثربخش‌تری خواهیم داشت. انتشار محتواهای تولیدشده در فضای شبکه‌های اجتماعی، مخاطب‌شناسی، اثرسنجی و شناخت پایگاه‌های شبهه‌سازی از دیگر مزیت‌های استفاده از ظرفیت این شبکه‌هاست. 2. هدف غایی پاسخگویی، اقناع مخاطب خروجی تمام بحث‌ها و فعالیت‌های حوزه پاسخگویی به شبهات دینی تماماً باید به سمت اقناع مخاطب پیش رود. 3. پیش‌دستی هوشمندانه در طرح شبهات و پاسخگویی به آن طرح شبهه از طرف رسانه‌ای که خود پاسخگوی شبهات دینی است چند حسن دارد: این که شبهه را از خود ما بدون پیرایه‌های فریب‌دهنده، درست و بدون اغراق می‌شنود، به شجاعت و انصاف ما پی می‌برد و همچنین بلافاصله بعد از آن پاسخ آن شبهه را هم از خودمان می‌گیرد. ما نباید از شبهه‌زایی طرح و پاسخگویی به شبهات بترسیم. دین اسلام کامل‌ترین و متقن‌ترین دین است و هر گوشه آن قابل دفاع است. اما از طرف دیگر نظراتی در مخالفت با آنچه ذکر شد ارائه شده است. این گروه معتقدند که وظیفه پاسخگو جلوگیری از اشاعه شبهه است. اشاعه از لحاظ دینی حرام است. از طرف دیگر اصل بر عدم شبهه است. انسان سالم نباید عمداً خود را در وادی شبهه بیندازد. اصل حرمت کتب ضاله هم بر همین اساس است. ما نباید از قبل شبهه را برای مخاطب مطرح کنیم چون هیچگاه نمی‌توان گفت که او قطعاً در آینده به شبهه مبتلا خواهد شد. بر این اساس نباید برای کسانی که شبهه‌ای نداشتند و اصلاً موضوعی برایشان مطرح نبود، موضوعات شبهه‌زا را مطرح کرد و بیشتر آن‌ها را وارد ورطه شبهات کرد. این گروه می‌گویند باید شبهات عمومی که برای اکثریت بالایی از مخاطبین مطرح هست طرح و پاسخگویی گردد. البته دسته اول در پاسخ گفته‌اند با این حساب قرآن خود رسانه‌ای است که بیشترین اشاعه شبهات را داشته (که البته بعداً پاسخ‌های مربوطه را هم ارائه داده است). برای مثال در جمعی خاص و محدود برای پیامبر اکرم صحبتی مطرح شده یا در جامعه محدود و چند هزارسال قبل مکی یا مدنی شبهه‌ای مطرح بوده؛ چرا قرآن آن را مطرح کرده و تا ابد و برای همه مردمان آن را اشاعه می‌دهد؟ 4. اجتناب از خدشه‌پذیری و سقوط حقیقت در ذهن مخاطب طرح شبهات پی در پی درباره یک موضوع مشخص حتی با وجود پاسخگویی‌های کامل به آن‌ها، به نوعی باعث افزایش خدشه‌پذیری و سقوط از جایگاه والا در اذهان مخاطب خواهد شد. نباید بگذاریم در مخاطب این احساس به وجود آید که پاسخگو از هر سویی میخواهد این مفهوم را زنده نگه دارد از سمتی دیگر از دستش خارج می‌شود. باید جایگاه متقن و مستحکم عناصر مورد بحث و گفتگو، حفظ شود. از طرف دیگر نباید موضوعاتی از شبهات مطرح گردد که موضوعات بی‌بدیل و مقدس در اذهان مخاطب قابل خدشه و اشکال انگاشته شود و قبح شبهه‌سازی در این موارد در ذهن مخاطب از بین برود. 5. ایجاد مصالحه‌ای بهینه بین دو اصل تلقیح و اجتناب از تقدس‌زدایی بیشتر افراد باورهایی دارند که تاکنون در معرض چالش جدی قرار نگرفته است و هنگامی که به این باورها حمله شود، ممکن است به آسانی تغییر کند. این بدیهیات اگر مصون نشوند خیلی آسیب پذیر خواهند بود. تلقیح یعنی قراردادن سنجیده فرد در معرض شکل ضعیف شده میکروب که این کار موجب فعال سازی سیستم دفاعی بدن و شکل گیری روش های دفاعی می شود. ارائه هوشمندانه ضداستدلال ها و سپس تکذیب آنان برای مقاوم سازی مخاطب صورت می‌گیرد. به کارگیری این اصل در حوزه پاسخگویی به شبهات دینی جوانان در شبکه رادیویی جوان باید با رعایت همزمان یک اصل دیگر به نام اجتناب از تقدس‌زدایی صورت گیرد. به این معنی که ارائه ضداستدلال‌ها نباید موجب خدشه‌پذیری مفاهیم مقدس و تنزل آنان از هاله قدسی خود گردد به طوری که این مفاهیم که تاکنون در ذهن مخاطب قطعی و غیرقابل شبهه بودند به مفاهیم سستی که قابل نقض هستند تبدیل گردند. پس باید برای پاسخگویی به شبهات دینی جوانان در این شبکه بین این دو اصل، حد تعادلی را برگزید و عملکرد خود را در همان ناحیه حفظ کرد. 6. پیگیری امتداد تاریخی و جغرافیایی گسترش شبهات فرایند پاسخگویی به شبهات با پاسخگویی اتمام نمی‌یابد. شبهات معمولاً به صورت جغرافیایی یا تاریخی حرکت کرده و دوباره با ظاهری جدید یا با همان ظاهر قبلی مطرح می‌شوند. پس لازم است که حتی بعد از اتمام کار پاسخگویی، شبهه ردیابی دقیقی شود تا جلوی طرح دوباره آن گرفته شود. باید توجه داشت که برخی شبهات با مغزی یکسان اما انواع پوسته‌های متنوع مطرح می‌گردد. معمولاً یک شبهه در طول زمان به انواع و انحاء مختلف در اذهان شکل می‌گیرد و یک سوال واحد با تعابیر مختلف تکرار می‌گردد در حالی که جواب همان اولی است که در برنامه‌های گذشته شبکه مطرح شده است. یعنی یک شبهه بعد از سه ماه، دوباره به شکل جدیدی طرح می‌شود. برای مقابله با چنین وضعیتی باید روی موضوعات اشراف کامل داشت و با پاسخگویی به شبهات کار را تمام‌شده نپنداشت. در حقیقت به بسیاری از شبهات سال‌ها پیش جواب داده شده است و باید مواظب بود تا در مواقع این چنینی به توهم مواجهه با شبهات جدید مبتلا نشویم. حتی ما باید بتوانیم از این شرایط به نفع خود بهره ببریم چرا که طرح دوباره شبهات در بازه‌های تاریخی و جغرافیایی مختلف نشان‌دهنده خالی‌بودن دست شبهه‌گران و انفعال و استیصال آن‌هاست. 7. آینده‌پژوهی باید نگاه آینده پژوهانه برای رصد شرایط عمومی جامعه و درک مسائل و موضوعات مدنظر جوانان و شبهات احتمالی انجام پذیرد تا راهبردهای پاسخگویی به شبهات و پیشگیری از آن، از قبل تعیین شود و آماده ارائه گردد. 8. طرح و پاسخگویی به شبهات بر اساس اولویت‌ها باید شبهات را رتبه‌بندی کرد و به پاسخگویی به آنان پرداخت. عدم پایبندی به ترتیبات و اولویت‌های نظام معرفتی و اعتقادی اسلام باعث انحراف و عدم کارکرد صحیح پاسخگویی به شبهات دینی جوانان در رسانه خواهد شد. برای مثال مباحث حوزه انسان‌شناسی و رابطه عبودیت انسان با خداوند بسیاری از شبهات را خود به خود حل خواهد کرد و نیازی به ارائه مباحث نخواهد بود. همانگونه که در بخش استعاره‌ها ارائه شد، باید ابتدا گردن غول را زد تا همزمان تمام سرهایش از کار بیفتد. ادامه دارد حجت سلیم